ملا محمد مومن كرمانى

294

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

به بلوچستان بسيار منشعف و شكرگذار گرديدند . « 1 » ترس از گرما در حينى كه عاليشان ميرزا محمد حسين از سفر معاودت ، و فيض‌ياب حضور موهبت گنجور عالى گرديد ، بندگان خان و الا مكان ، با عاليشان معزى اليه و ساير سركردگانى كه در ركاب ظفر انتساب بودند در هر باب مشورت نمودند كه هرگاه صلاح سركردگان باشد موكب نصرت كوكب به عزم تنبيه طايفهء بلوچ و تلافى خيانت آنها حركت و عزيمت بلوچستان نمايد - و الا هر راهى ( ؟ ) را كه ايشان تجويز نكنند به بلده معاودت فرمايند . چون اواخر فصل زمستان و ماه مبارك صيام نزديك ، و رفتن بلوچستان در آن وقت به سبب شدت گرما مناسب نبود - سركردگان متفق اللفظ « 2 » صلاح را در مراجعت بندگان خان به بلده ديده عرض نمودند كه حال اواخر زمستان و نزديك به بهار ، و ولايات بلوچستان و گرمسير هوا [ گرم ] ، و من‌بعد گرمى هوا شدت نموده ، و سفر بندگان خان تا اينكه امور سرحد بلوچستان انتظام يابد البته چهار پنج ماه طول خواهد كشيد ، و فصل تابستان تمامى قشون و دواب آنها از گرما و شدت حرارت هوا تلف خواهند شد . حال مناسب صلاح‌انديشى و دولت جاويد عدت قاهره چنان است كه موكب سعادت كوكب عالى ، حركت و عزيمت بلدهء كرمان نموده ، [ در ] تدارك و انجام اسباب و استعداد سفر بلوچستان و آراستگى سپاه ظفر دستگاه مساعى جميله به ظهور رسانيده ، بعد از انقضاى فصل تابستان ، در اوائل پائيز سال آينده به معاونت اقبال مصون از زوال بندگان اقدس شاهنشاهى ، با جمعيت و استعداد كامل و تدارك آذوقه وافر ، و ظرف آب و ساير ما يحتاج - كه قشون ظفر نمون به‌هيچ‌وجه تنگدستى و معطلى

--> ( 1 ) - يك سطر سفيد مانده . ( 2 ) - كذا ؟ دوراهى ؟